تفاوت طب قدیم و طب جدید
مهم ترین اختلاف طب جدید با طب قدیم، عقلانى و استدلالى بودن طب قدیم است، در حالى که طب جدید به روش تجربه وآزمایش متکى است. پیش از پیدایش رنسانس در قرن شانزدهم میلادى ماهیت طب، استدلالى بود. با نگاهى به کتاب هاى پزشکى چون قانون بوعلى سینا، ذخیره ى خوارزمشاهى و طب ناصرى و یا قانونچه که خلاصه اى از طب قدیم است، برهانى بودن طب به روشنى معلوم مى شود. گرچه در گذشته پزشکان از تجربه هم استفاده مى کردند اما به نحوى قانونمند و مستدل، مطالب پزشکى خود را تنظیم مى کردند. اطباء قدیم با شناخت طبیعت، موجودات هستى را به چهار قسم اصلى تقسیم مى کردند که عبارتند از:
1) آتش: که طبیعت آن گرم و خشک است. 2) هوا:که داراى طبعى گرم وتر است. 3) زمین: که طبیعت آن گرم و خشک است. 4) آب: که داراى طبعى سرد وتر است. و نیز فصول سال را نیز به 4 قسم تقسیم مى کردند به شرح زیر:
الف ) بهار: گرمِ مرطوب. ب ) تابستان: گرمِ خشک. ج ) پائیز: سرد خشک. د) زمستان: سردِ مرطوب.
از طرفى جهان را عالم کبیر و انسان را عالم صغیر مى دانستند. و از این رابطه که انسان عالم صغیر بود و لاجرم تمام خصوصیات عالم طبیعى عالم کبیر را در خود دارد، به این نتیجه رسیدند که انسان هم داراى چهار نوع مزاج است که عبارتند از:
-1 مزاج دموى: و آن مزاجى است گرم وتر.
-2 مزاج صفراوی: مزاج گرم و خشک.
-3 مزاج سودایى: سودایى ها افرادى هستند که مزاجشان سرد ولى خشک است.
-4 مزاج بلغمى: که صاحب آن مزاجى سرد و گرم دارد. تمام خصوصیاتى که در سردِتر وجود دارد، در این نوع افراد بلغمى دیده مى شود.
پس از این مقدمات و توضیح مفصل در مورد
هر یک از آنها، از طبایع چهارگانه مدد گرفته و خصوصیت هاى طبیعى سرد و گرم و
خشک وتر را معلوم مى کردند، آن گاه به دنبال گیاهان و معادن گشته و طبیعت
هر یک از آنها را به روش تجربى و آزمایش ولى براساس همین چهار طبع مشخص مى
کردند. مثلا با روش تجربه معلوم مى کردند که فلفل طبعش گرم و خشک است و یا
عسل طبعش گرم ولى مرطوب است و یا خیار از دسته مواد خوراکى است که طبعش سرد
و مرطوب مى باشد. پس موجودات نباتى و کانى و آلى روى زمین بر اساس همین
چهار طبع، خصوصیات آنها مشخص مى شد. پزشکان در گذشته معتقد بودند که باید
بین این چهار طبع در انسان تعادل برقرار کرد و اگر چنانچه هر یک از طبایع
چهارگانه در انسان غلبه کند، مزاج شخص علیل شده و باید با دارو و غذاهاى ضد
آن، آن را معالجه نمود.تمامى این مطالب با نوعى استدلال
عقلى ترتیب و تنظیم یافته است. برخلاف طب بعد از رنسانس که تمام بر آزمایش و
تجربه استوار است و از این جهت با طب قدیم اختلاف ماهوى دارد، گرچه در طب
قدیم از تجربه و آزمایش هم استفاده مى شد و قاروره همواره از ابزار کار
پزشکان بود ولى آن چه را در کتاب هاى پزشکى قدیم دیده مى شود و روش کار را
معلوم مى دارد، روش استدلالى است. شیخ الرئیس بوعلى سینا در کتاب قانون
خویش گوید:
((طبیب باید فیلسوف باشد تا در تشخیص بیمارى دچار اشتباه
نشود))، منظور وى از فیلسوف بودن همان آشنایى با استدلال هاى عقلانى است،
به نظر وى اگر ذهن طبیب با استدلال آموخته نباشد، چه بسا در امر تشخیص یا
تجویز دارو براى بیمار دچار اشتباه خواهد شد.
قبل از رنسانس مهم ترین کتاب طبى در
دانشگاه هاى اروپا، قانون بوعلى سینا بود، لذا ترجمه هاى گوناگون از آن به
زبان هاى مختلف اروپایى مانند لاتین، انگلیسى، فرانسه، آلمانى، هلندى و...
وجود دارد. حتى در بعضى از این زبان ها چند ترجمه مختلف از قانون صورت
گرفته است و این نشان از اهمیت کتاب قانون در آن سامان دارد. ولى بعد از
تجدید حیات علمى فرهنگى غرب یعنى همان رنسانس که از اساس با استدلال عقلى
بر سر دشمنى در آمدند و فیلسوفانى چون رِنه دِکارت و فرانسیس بِیکِن
انگلیسى از اساس با استدلال هاى عقلانى با مخاصمه برخواستند و روش تجربى را
در تمام علوم جایگزین روش عقلى کردند، لاجرم دانش پزشکى که در راءس علوم
قرار داشت، از حالات استدلالى خارج و روش تجربى جایگزین آن شد. در این میان
مزاج هاى چهارگانه و متفرعات آن اعتبار خود را از دست داد و دیگر غذایى
سرد و گرم یا مزاج بلغمى و سودایى مفهوم نداشت. گرچه جسته و گریخته بعضى از
پزشکان و محققان اروپایى و حتى روسى بعدها از مزاج هاى اربعه در برخى
مقالات و محافل دفاع کردند، اما هنوز اعتبار از دست داده خود را بازنیافته
اند.
ایران با داشتن یازده اقلیم آب و هوایى از سیزده نوع اقلیم موجود در جهان و نیز با داشتن 300 روز آفتابى در سال و اختلاف درجه حدود 45 درجه حرارت، از موقعیت ویژه اى برخوردار است. طبق نظر کارشناسان حدود 7500 نوع گیاه در کشور پهناور ایران رویش دارد که در کم تر سرزمین این همه گیاهان دارویى موجود است.
نگاهى کلى به کتاب قانون بوعلى سینا
و یا کتاب ذخیره ى خوارزمشاهى و در این اواخر طب ناصرى و صدها کتاب دیگر
نشان دهنده ى روزگارى درخشان از طب و بهداشت جامعه ى اسلامى است.